تبليغاتX
عروسک مامانی - ماه رمضان و مرغ درسته ...
درباره وبلاگ

پیشکش به زیباترین بهانه ی زندگیم الهام جان ... دخترم.. شاید برای دنیا یک نفر باشی اما برای پدر و مادرت یک دنیا هستی من بهار را در 29 آبان سال 1379 می جویم چرا که تو عزیزترینم پا به عرصهء هستی نهادی از خدا می خواهم برای همیشه وجود پاک تو گرما بخش زندگیمان باشد

عروسک مامانی
سه شنبه سوم شهریور 1388 :: 16:52 ::  نويسنده : الهه       

سلام به همه ي دوستان خوب وبلاگيم اميدوارم نماز روزه ي همتون قبول درگاه احديت باشه آمين ...

امروز كه چهارمين روز از ماه مبارك رمضانه و من تونستم به ياري خداوند تا حالا روزه هامو بگيرم و خداروشكر سردرد نداشتم اميدوارم تا پايان ماه مبارك همينجور پيش بره و سردرد لعنتي به سراغم نياد و منو شرمنده ي خداوند متعال نكنه دو روز اول را الهام خيلي اصرار كرد و سحر بلند شد تا روزه بگيره اما موقع اذان ظهر با كلي خواهش و تمنا تونستم راضيش كنم تا روزه اشو باز كنه چيكار كنم دلم نمياد بچه با دهن خشك يه جا بيافته عروسكم ديروز يه حرفي بهم زد كه كلي خجالت كشيدم و به روم نياوردم گفت : مامان عموپورنگ ميگفت روز اولي كه روزه گرفته مامانش بهش جايزه داده و اونم تشويق شده تا بقيه ي روزه هاشو بگيره اما تو جايزه كه ندادي هيچ منو دعوا كردي كه چرا روزه ميگيري!!! خدا منو ببخشه

اینجا عروسکم داره بازی میکنه مثلا عروس شده لباشو نگاه واییی

يكشنبه  بعد از ظهر يكي دو ساعت مونده به افطار يهويي هوس مرغ شكم پر نوشين مامان هستي جونو كردم و شروع كردم به درست كردن مرغ درسته  البته با دستوري كه نوشين جون داده بود و اعتماد به نفسي كه با اس ام اس بهم داد خيلي خوشمزه شد حالا به نظر خودم شكل و ظاهريش  مثل مرغ نوشين جون نشده اما مزه اش حرف نداشت من قبلا تو قابلمه درست كرده بودم اما تو فليور ويو توربو يه چيز ديگه اس نوشين جونم ممنون از راهنماييت

مرغ در حال سرخ شدن

 

و اما مرغ آماده با تزیینات الهام

ظرف شستن الهام بعد از شام خودش اصرار داره نگید من گفتم

الهی مامان قربون اون دستهای کوچولوت بره عروسکم

دو سه ساعت دیگه افطاره اونوقت من اینجا نشستم دارم وبلاگ آپ میکنم حالا چی درست کنم؟