تبليغاتX
عروسک مامانی - ماجرا های به یاد ماندنی من و عروسکم

ماجرا های به یاد ماندنی من و عروسکم

چهارشنبه ي قبل رفتيم باشگاه  و همايش زيبايي بود و من خيلي لذت بردم به خصوص تيم ايروبيك و كونگ فو كه خيلي قشنگ برنامه اجرا كردند وقتي بچه هاي ايروبيك نمايش مي دادند من به ياد رقص خرداديان و گروه رقصندش مي افتادم خيلي با حال بود عروسك منم تو گروه تكواندو بود و از اون پايين برام دست تكون ميداد اما حيف كه اجازه نمي دادند عكس بگيريم ...

روز يكشنبه بعد از ظهر من و الهام با هم رفتيم آرايشگاه و من اول از شر ابروهاي پاچه بزي خلاص شدم و بعدم چتريهاي الهام خانم و كوتاه كرد تا اونجا بودم چند تا تصميم گرفتم اولش گفتم ميخوام موهامو مدل ليلا كوتاه كنم بعد گفتم نه ! چون خيلي خرد ميشه بعد گفتم ميخوام موهامو هاي لايت صدفي بزنم بعد دوباره پشيمون شدم گفتم بايد از همسري اجازه بگيرم آخر سرم يه نوبت زدم واسه قبل از عيد و دست از پا درازتر اومدم خونه حالا منه بد بخت چه فكرايي كه نمي كردم وقتي اومدم خونه به همسري ميگم خوشمل شدم؟ همچين چپ چپ نگاه مي كنه و ميگه ابروهات مثل كائناي معبد آمون شده آخه شما بگيد اونا ابرو داشتند ؟ بعد ميگه نه شوخي كردم ناراحت نشو اما فكر نمي كني زيادي باريك كرده ؟ نشد من يه بار برم سلموني و به دل همسري بشينه همون بهتر كه ابروهام پاچه بزي باشه وقتي بهش گفتم مي خوام موهامو هاي لايت صدفي بزنم گفت نه به نظر من صدفي آدمو پير نشون ميده رنگ فندقي قشنگتره خلاصه منم از فكرش اومدم بيرون ...

دوشنبه با خواهري و زري دختر خواهر شوهرم رفتيم بيرون و بين راه به چند تا مانتو سرا سر زديم و اون مانتويي كه من دلم مي خواد هنوز تو دوخت نرفته اون كفش و كيفي هم كه من ميپسندم به قيمت خون ... واسه الهام خانمم كه هنوز هيچي نخريدم و موندم چيكار كنم با الهام كه ميريم براي خريد همش به فكر شكمه تا ميام برگردم كل پولو دادم واسه الهام شكمو بچه ام اصلا به فكر كفش و لباس و... نيست فقط يه چيزي براش بخري بخوره ...

دیروزم به جاي راه پيمايي رفتيم پارك هواخوري و بچه ها كلي بازي كردند و وقتي برگشتم خونه ظهر شده بود و همسر مهربان نهار و تدارك ديده بود (كتلت درست كرده بود دستپختش حرف نداره)  و بعد از نهار زحمت شستن ظرف هارو كشيد و منو كلي شرمنده كرد الهي...

الهام و بهنام در حال تاب تاب بازی

وزنش با بهنام یکی نبود و الهام همش پایین بود

بهنام اون بالا کیف کرده اما وقتی الهام بلند شد از اون بالا

 

واييييي با خونه تكوني چيكار مي كنيد من كه هنوز دستم به كار نرفته البته همسري قول داده كمكم كنه حالا از كي شروع كنم ؟

پينوشت : ولنتاين بر همه ي  عشاق مبارك

 پینوشت امروز: سوم اسفند تولد منه کادو یادتون نره وگرنه از کیک خبری نیست الهام از حالا داره واسم آهنگ تولدت مبارک میزنه

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 0:26 توسط الهه |