ماجراهای من و عروسکم
اول از همه فرارسيدن عيد قربان را پيشاپيش به همه ي دوستان و وبلاگ نويسان تبريك ميگم ![]()
خوب از كجا شروع كنم از سرما بگم كه قنديل بستم خوش به حال اونايي كه تو آپارتمان زندگي ميكنند حداقل اين مشكلات ما را ندارن هم خونه هاشون گرمتره هم اينكه مشكل برگ جارو زدن تو حياط و شستن حياط و ايوون ندارن البته من يكي كه از زير اين كارا در ميرم اما همسري يك روز در ميون داره برگ جارو کنه ![]()
حیاط پر از برگ ![]()

الهام چه ذوقی میکنه![]()

ما تو زمستونم گل داریم![]()

الهام تو باغچه![]()


دخملی تو اتاق شال و کلاه کرده![]()

همين الان يه اس ام اس به دستم رسيد نوشته : بوش اعلام كرد سه جا را خواهد زد ريش و سبيل و زير بغل ( بي مزه بود ) يخ كني
امروز عروسك تا از مدرسه اومد گفت كه هوس آش رشته كرده منم دست به كار شدم و يه قابلمه بزرگ آش رشته بار گذاشتم جاتون خالي حسابي چسبيد هواي سرد و آش داغ واقعا ميچسبه![]()
امتحانهاي دخملي چند روزه كه شروع شده با اينكه مطمئنم دخترم نخونده بيست مياره اما باز هم كمكش مي كنم چندروز پيش از بس با هم رياضي تمرين كرديم ديگه بچه ام شب خوابش نمي برد همش استرس داشت بعد متوجه شدم كه خودم اين استرسو براش ايجاد كردم يه بار معلمشون گفت كه شما خيلي بچه را روي درس حساس كرديد الهام از نظر من عاليه اينقدر بهش فشار نياريد اون نيازي به زياد تمرين كردن نداره خدايي راست ميگه الهام واقعا نيازي به ممارست نداره اما من زيادي وسواسم خدا نكنه يه بار 5/19 بياره ديگه اون روز اوقاتم تلخه
خداروشكر دخترم از همه نظر بيسته اما چند تا عيب داره يكي اينكه شبا دير ميخوابه بايد به زور بزاريمش رو تخت به خصوص شبهاي جمعه كه ميخواد سريال مورد علاقه اش يوسف پيامبرو ببينه شبايي هم كه دير ميخوابه فرداش به زور بلند ميشه اينقدر بايد قربون صدقه اش برم كه خانم با اخم و تخم بلند بشه ديگه اينكه دخملي وقتي از مدرسه مياد لباسشو در نمياره تا من خودم از تنش در بيارم يه بار امتحانش كردم يه نيم ساعتي كم محليش كردم ديدم نه انگار ميخواست با فرم مدرسه بياد سر ميز نهار كه در همون موقع با صداي فرياد من كه گفتم الهاممممممممممممممم لباستودر بيار به خود اومد و سريع لباسشو عوض كرد ...![]()
راستي بهنام پسر خاله ي بهنام با اينكه هفت سال بيشتر نداره تو مسابقه ي كاراته كه بين بچه هاي باشگاه برگزار شده بود نفر اول شد و بعد سنسي بهش كاپ داده بود كه خيلي خوشحال بود انشاالله يه روزي بياد كه تو مسابقات جهاني اول بشه الهام خانم هم فردا آزمون داره تا از كمربند زرد به سبز تبديل بشه البته در رشته ي تكواندو تو هم موفق باشي دختر نازم ...![]()
بهنام با کاپ طلایی (البته آهنی)![]()
![]()

هورااااا جمعه بعد از ظهر به يك تولد دعوتيم از الان افتاديم تو خرج تولد نوه ي عموي بزرگمه يه پسربچه ي شش ساله (مامانش بش ميگه امير خان) نميدونم پسرا تو اين سن بيشتر چه چيزايي دوست دارند ؟![]()
وايييي اين قدر سرم شلوغه كه نگو بايد يه كليپ از امام علي براي دختر خواهر همسري درست كنم كلي عكس از اينترنت دانلود كردم اميدوارم خوب در بياد پس تا بعد..![]()
![]()

