تبليغاتX
عروسک مامانی
بحث های جنجالی و... 

اين روزها همه جا حرف از انتخاباته يكي ميگه من به م و س و ي راي ميدم يكي ميگه فقط اح ... تو خيابون ميريم بعضي ها با نماد سبز و عده اي هم با نما د قرمز اين سريال جنجالي مناظره هم ... خلاصه اينكه انگار مردم يه جورايي سرگرم تبليغات كانديداي خودشونن فقط خدا آخر و عاقبت اين انتخابات رو به خير بگذرونه بيخيال منو چه به سياست ...

الهام عسلی جیگر مامان روز جمعه

اینجا رفته کوه برام گل چیده طفلک حواسش نبود من با گل

قربون عروسک مهربونم برم

اینجا می ترسید یه چیزی نیشش بزنه

 

 قبلا گفته بودم مي خوام يه تغيير و تحولي به دكوراسيون خونه بدم گوش شيطون كر فعلا پرده و مبل در دست اجراست ( از بس مناظره نگاه كردم حرف زدنم تغيير كرده) اندازه ي پرده ها رو گرفتيم و تا چند روز ديگه آويزون ميكنيم حالا بماند كه چقدر در اين رابطه با همسري اختلاف نظر داشتيم همسر جان مي فرمايند اگه بخواهيم روي عموديها پرده آويزون كنيم خونه تاريك ميشه اما من حرف خودمو ... قراره برم يك دست مبل خوشمل براي پذيرايي بپسندم تا بعد شو شو بره برام بخره حالا به نظر شما چه مبلي بخرم راحتي چرم يا كتيبه يا سلطنتي ؟

اینم از کارنامه ی عروسکم با معدل بیست

و اما کارنامه ی زبان با نمره ی صد

عروسكم با فلوت آهنگ دختر كردي را ميزنه و من و بابايي كلي ذوق مي كنيم حالا قراره خاله نسرين( مربي موسيقي) آهنگ الهه ناز رو بهش ياد بده ضمنا آهنگ سلطان قلبها را هم با بلز ميزنه ديگه حالا وقتشه كه يه ساز ديگه ياد بگيره خودش كه خيلي سنتور دوست داره اما من ميگم ارگ   

فیگور عروسکم منو کشته قربونش برم

 

| |
لينك ثابت | نوشته شده توسط الهه | در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 | ساعت12:18
یه پست پدر و مادر دار با یه عالمه عکس ... 

اين مدت خيلي كار داشتم و نتونستم زودتر از اينا بيام ضمنا شرمنده ي بعضي از دوستان هم شدم كه نتونستم به تك تكشون سر بزنم حالا چرا نتونستم بيام مقصر من نيستم امان از دست اين خواهري كه هر چي.... فيلم جشن الفباي بهنام و عكسهاي بچه ها را آورده ميگه بايد برام درست كني حالا تصورشو بكنيد با گرافيك افتضاح كامپيوترم كه وسط كارم قفل ميكنه و ... تازه كلي آهنگ براي فيلم نياز داشتم كه مربوط به جشن الفبا باشه و همشو از فيلم پارسال الهام كپي كردم اما خدايي فيلمي كه ميكس كردم حرف نداره حالا مونده عكسها كه بايد با يه بكگراند قشنگ براشون درست كنم كسي بكگراند قشنگ سراغ نداره ...

جشن الفبا بهنام و آقای معلم

پسرخاله و دختر خاله

عروسکم کنار بوته ی گل رز تو حیاط خونه

امتحانهاي عروسكم 5خرداد تموم شد و من و عروسك نفس راحتي كشيديم هر چند دخترم همه ي درساشو خوب بلد بود و نيازي به ممارست نبود اما با اين حال من دلم نمياد بچه را به حال خودش رها كنم تصميم دارم بعد از گرفتن كارنامه ي عروسك يه روز برم پيش خانم معلمشون (خانم قادري) و حسابي از خجالتش در بيام آخه تو اين دو سال واسه بچه هامون سنگ تموم گذاشت خدا كنه سال ديگه براي كلاس سوم خودش بياد آخه نه اون ميتونه دوري بچه ها را تحمل كنه نه بچه ها دوري اونو خدايي ما مامانا هم بهش عادت كرديم خدا حفظش كنه ...

مامان قربونت بره خوشتیپم

آقا بهنام خوشتیپ عشق خاله الهه

بعد از تموم شدن امتحانهاي عروسكم همانطور كه بهش قول داده بودم براش يه عروسك نوزاد خريدم با تمام امكانات لباس و شيشه شير و پستونك حالا خودش شده مامان بهنامم شده بابا اسم ني ني را  گذاشتند الينا نميدونيد الهام خانم چقدر براش مادري ميكنه ماميش ميكنه لباساشو ميشوره غذاش ميده خلاصه اين بچه را يه لحظه از خودش جدا نميكنه حتي شبا پيش ني ني ميخوابه انگار كه يه بچه ي واقعيه خدا نكنه من اين بچه را بخوام جا به جا كنم ميگه واي چيكار ميكني بچم خواب بود و شروع ميكنه قربون صدقه ي ني ني رفتن من كه ديگه حسوديم ميشه طفلك بقيه ي عروسكاش ...

اینم الینا جون (نوه ی من ) قنداق فرنگی و ساک حمل از نوزادی الهام خانم بوده

این الینا کوچولو به کی رفته ؟ به خانواده ی مامانش که نرفته

الینا جون بغل بابا بهنام

چه مادر و پدری که یه لحظه بچه رو ...

 

 

براي كلاسهاي تابستونه و اوقات فراغت عروسكم فكرايي در سر دارم اما يه كمي دو دلم نكنه بچه خسته بشه چون دلخوشي بچه ها به تابستونه اونم اگه ما ازشون بگيريم كه نميشه ... فعلا كلاس موسيقي و زبان را داره ميره تكواندو را هم بايد ادامه بده آخه بعد از عيد ديگه نرفت كلاس شنا را خيلي دوست دارم اما به خاطر بيماريهاي قارچي منصرف ميشم ...

ديروزخانوادگي (خانواده ي من)  رفتيم بيرون از شهر و يه جاي با صفا گير آورديم و حسابي خوش به حالمون شد منم از هر فرصتي استفاده ميكردم يه عكس مينداختم الهام كه ديگه عصباني شده و بود و اين آخريا از دستم فرار ميكرد ...

عروسک جیگر مامان

همش دوست داشت بره تو آب

دخمل اسب سوارم

بهنام سوار بر رخش ( اسبه باردار بود وگرنه منم سوار میشدم )

دخترم اینجا هم داره بچه داری میکنه

بازهم الی خانم  از یه زاویه ی دیگه

دیگه نگید چرا عکس نمیذاری

 

 

 

 

 

| |
لينك ثابت | نوشته شده توسط الهه | در یکشنبه دهم خرداد 1388 | ساعت1:11