تبليغاتX
عروسک مامانی
دلنوشته های بهاری  

نمي دونم با اين حساسيت فصلي چيكار كنم حق بيرون رفتن از خونه را ندارم اگه پام به بيرون برسه عطسه و پشت سرش آبريزش بيني و سوزش چشم اگه خط چشم و ريمل بزنم همش سرازير ميشه  همين بهتر كه تو خونه بشينم و بيرون نيام به قول شاعر ارديبهشت همه سبز و خرم است ارديبهشت ما اردي جهنم است

امتحانهاي عروسكم ديگه كم كم شروع مشه از 23 ارديبهشت  تا 5 خرداد تموم ميشه تو اين هفته همه ي كتاباشو يك بار دوره كرده و به نظر من مشكلي نداره ديگه توكل بر خدا ..

پنجشنبه 17 ارديبهشت تولد پدرم بود همه ي خانواده دور هم جمع بوديم و يه تولد كوچولوي قشنگ براش گرفتيم خيلي خوش گذشت باباي خوب و مهربونم 56 سالگيت مبارك الهي ساليان سال سايه ات بالا سرمون باشه

جمعه شب تو رستوران ستاره ي شهر دعوت بوديم البته همه ي اقوام همسري كه حدود دويست نفر مي شدند يه گود باي پارتي كوچولو به مناسبت خداحافظي علي (پسر خواهر همسري ) و سپيده جون تدارك ديده بودن آخه علي و سپيده امسال عيد بعد از سه سال دوري از خانواده هاشون برگشتند ايران و احتمالا تو همين هفته بر مي گردند آمريكا …

خيلي از دوستان در مورد فليور ويو توربو سوال كرده بودند به نظر من كساني كه ماكروفر دارند ديگه نيازي نيست كه اين دستگاه را خريداري كنند چون تقريبا هر دو تا مشابهند اما كساني كه ماكروفر ندارند حتما بخرند چون نسبت به ماكروفر خيلي ارزونتره هر كسي كه اطلاعات بيشتري ميخواد بره به اين سايت  http://www.tehrankala.com

فعلا عکس بی عکس تا بعد

| |
لينك ثابت | نوشته شده توسط الهه | در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 | ساعت0:46
روز مرگی ما 

     بعد از یه مدت طولانی نوشتن چقدر سخته                                          

اول از همه بايد از همه ي اونهايي كه تو اين مدت به فكر ما بودند و با كامنتاشون بهم دلگرمي ميدادند تشكر كنم و اينم بگم كه من شرمنده ي تمام دوستاني هستم كه نتونستم بهشون سر بزنم

از اونجايي كه يه مدت حال و حوصله ي وبلاگ نويسي نداشتم و اين حس كم كم و به مرور زمان برطرف شد و در مورد خرابي ماوسم بگم كه اونم مثل خودم يه مدت زده بود به سيم آخر ...

اين مدتي كه نبودم خيلي حرف ها داشتم اما الان هيچ كدومش تو ذهنم نيست خيلي هنر كنم اتفاقهايي كه تو اين هفته رخ داده را بتونم بنو يسم ديروز با الي خانم و باباييش رفتيم براي معلمشون يه دست كامل قهوه خوري سورمه اي خريديم كه امروز خانمي با يك كارت تبريك و يه شاخه گل رز كه از باغچه چيديم برد مدرسه ناگفته نمونه معلم الهام ارزشش بيشتر از اينهاست يك معلم نمونه خدا حفظش كنه

اینم کادوی روز معلم

 تو مدرسه به شاگرداي نمونه تقدير نامه و يك منات دادند كه عروسك منم جزء همون شاگرد نمونه ها بوده كه مقام رتبه ي اول را تو كلاسشون كسب كرد الهي...

تقدیر نامه و منات

امروز دخترم به كلاس موسيقي رفت و يه كادوي ناقابل هم واسه استاد موسيقي خاله نسرين برد حالا بايد به فكر يه كادو براي تيچر زبانشون باشم بالاخره هر چي باشه اونا هم حق آب و گل دارن ...

ديگه از چي بگم؟ آهان خواهري (اكرم خواهر كوچيكه) به تازگي وارد پنج ماهگي شده و چند روز پيش رفت سونوگرافي جنسيتش معلوم شد و الهام خانم ما را كلي خوشحال كرد آخه ني ني خاله اكرم دختره هورا ... الهام تا شنيد جنسيت ني ني دختره هي به بهنام پز مي داد آخه ما چهار تا خواهريم اون دو تا خواهر ها پسر دارن و الهام تنها بود اما حالا دو به دو شديم ...

 راستي دكتر به خواهرم گفته كه جفتت جلو اومده خدا كنه خطري نداشته باشه و ني ني سالم به دنيا بياد

اينم بگم چون براي خودم خيلي جالب بود چند روز پيش كه با خواهري و بهنام رفته بوديم پارك الهام و بهنام رفتند تا بازي كنند تو اين فاصله يه خانمي از الهام خوشش اومده و شروع ميكنه ازش تعريف كردن كه چه موهاي قشنگي داري و از كي گذاشتي بزرگ بشه و اين حرفها .. خلاصه اين آقا بهنام ما كه به رگ غيرتشون برخورده بود اومد پيش من و گفت خاله : اولا يه روسري سر الهام كن دوما من تو دلم سه بار الله اكبر گفتم تا چشمش نزنن ما رو بگو اينجوري شديم

بهنام و آقا خرسه و الهام خانم

الهام( پارک ملت)

فیگورو

عروسکم در سبزه زار ( البته بهتره بگم گندم زار مردم)

راستي من جديدا  فليور ويو توربو خريدم البته از فروشگاه خريدم چون راستش زياد به تبليغات تلويزيوني اطمينان ندارم براي بار اول ماهي و جوجه كباب درست كردم كه خيلي راضي بودم اگر كسي با اين دستگاه كار كرده و اطلاعات بيشتري داره به منم بگه هر چند شبكه ي مي شاپ در موردش خيلي خوب توضيح ميده و منم وسوسه شدم و ... يادم باشه پورسانتمو از اين شبكه بگيرم

اینم فلیور ویو توربوی من

و این هم ماهی سرخ شده بدون روغن جای همتون خالی مزه اش حرف نداشت

و اما جوجه ی خوشمزه که با فليور ويو توربو درست کردم

بای تا بعد بقیه ی عکسها بمونه برای پست بعدی

| |
لينك ثابت | نوشته شده توسط الهه | در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 | ساعت0:5
بر می گردم 
دلیل تاخیرم: ۱-حس نوشتن ندارم۲- موسم خرابه حرکت نمیکنه اما قول میدم زود برگردم
| |
لينك ثابت | نوشته شده توسط الهه | در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 | ساعت0:30