دالي ..... من اومدم خوب مثل اينكه چشم دشمن كور گوش شيطون كر دست به تايپ شدم حالا بايد زود برم سر اصل مطلب تا برق نرفته اين برق رفتنم ديگه واسه ما يه عادت شده والا به خدا امروز تو اين محله برق قطع ميشه فردا يه محله ديگه يادم مياد سال 83 بود كه رفتيم عراق اول رفتيم بغداد يكي دو شب بغداد بوديم و چون به كاظمين نزديك بود هر روز ميرفتيم زيارت آقا سرتونو درد نيارم هر شب برق ميرفت و ما مجبور بوديم اگه تو هتل بوديم بخوابيم و اگه بيرون بوديم با نور مهتاب يا فندك عابرين راه را از چاه پيدا كنيم يادش به خير اونموقع الهام 3 سال بيشتر نداشت همش از من ميپرسيد چرا اينجا برق قطع ميشه و من در جوابش ميگفتم از بس كه اين كشور بدبخته از بس كه ملت عراق تو سري خورن تازه اون روزا به خودم ميباليدم كه نه بابا ايران پيشرفته اس بابا ما تو غرب زندگي ميكنيم ما فلانيم و ما ......... 
اما افسوس كه نميدونستم خودمونم دست كمي از ملت عراق نداريم .. بگذريم درد از ناله زياده 
ديشب مهمون داشتيم علي پسر عموي الهام با خانمش و مادر ش و خواهرش و خواهر شوهرم (ليلا) و مادر همسري غذا كه از بيرون تدارك ديديم و فقط زحمت سالاد و ژله افتاد گردن خودم كه خيلي با سليقه انجام شد ميخواستم از سفره عكس بگيرم كه فكر كردم الان پيش خودشون ميگن چقدر نديد بديده آخه اونا كه نميدونن من اين عكسارو واسه وبلاگم ميخوام ...

الان مادر همسري خونه ي ما هستن و فكر كنم دو سه روزي اينجا تشريف دارن كه قدمشون رو دو تا چشمام بس كه خانمه الهي.....
قرار گذاشتيم اواخر اين هفته بريم مسافرت اين مسافرت رفتن ما داستاني شده اولش قرار بود بريم سوريه كه وقتي ديديم بليط هر نفر 420000 تومانه تازه از الهامم تمام و كمال همين هزينه را ميگيرن پشيمون شديم البته من زدم زيرش همسري طفلك حرف نداشت خلاصه بعد تصميم گرفتيم واسه تنوعم كه شده با قطار بريم مشهد كه اونم من موافقت نكردم نيست كه تو اين ماه مشهد خيلي شلوغه و هوا هم خيلي گرم .. بعد تصميم گرفتيم با ماشين خودمون بريم شمال البته يه دوري بزنيم انزلي و سرعين و آستارا و اردبيل و همدان و... بقيه اشم بايد برم تو نقشه ببينم اما انگاري اين يكي به تصويب مجلس رسيد و قرار شده اگه الهه خانم كه بنده باشم بله را دادم با خواهر شوهرم و پسر برادر همسري و خانمش بريم حالا نميدونم بازم ترديد دارم تا ببينم چي ميشه اگه تو آفتاب جزغاله نشم ميرم آخه من خيلي با نور آفتاب و گرما نامردم( نيست پوست منم حساسسسسسسسس) اگه كه رفتيم كه هيچ يه هفته اي ازم خبري نيست اما اگه نرفتيم بهتون سر ميزنم 
میخواد بره خونه ی خاله اکرم
از الهام خانم بگم كه قربونش برم بعد از شركت كردن در آزمون تكواندو كمر بند زرد گرفت و از بس رو من تمريناتشو انجام ميده ديگه يه جاي سالم ندارم حالا تا نقص عضو نشدم يكي دو بار ديگه ميام آپ كنم تا بعد ..
يه بلز براش خريدم ديگه روزا سرش گرمه داره رو آهنگ تولد كار ميكنه كما كان با نت ها آشنايي پيدا كرده اخه يه كتاب آموزش داره با يه سي دي ديگه از بس واسه خودش تكرار كرده حفظ شده سل سل دو سل سل دو دو سي لا .....

پيوست: ديگه از چي بگم ... آهان يكي واسم نظر داده بود به اسم دايي شيوا كه كلي نصيحتم كرده بود كه بعضي از نصايح ايشون تو گوشم رفته اينم نصيحتهاي نه نه بزرگي ايشون 
سرکار خانم سلام : وب خيلي شاد و قشنگي داريد اما ميخوام با اجازه شما مثل دايي هاي غور غورو کمي غور بزنم : 1) عکسهاي وبلاگ باعث شده وبلاگ شما دير لود بشه که برخلاف وبلاگهاي حرفه اي است. 2) کيک به اين بزرگي را چه کرديد؟ 3) روش چانه زدن با فروشندگان سوپرمارکتها را به بچه ها ياد بدهيد نه خريدن محصولات فاسدي که از کشورهاي عربي وارد ايران مي شود، آن محصولاتي که شما مي خواستيد براي بچه ها بخريد مخلوطي از پودر شير، موز، شير خشک و مواد نگهدارنده است که به مرور زمان بصورت نامرئي فاسد ميشود،بچه ها را به خوردن محصولات طبيعي تشويق کنيد.3) وقتي بچه ها را به پارک ميبريد بوتين ورزشي پايشان کنيد ،با اين کفشها هم خطرناک است هم آزادي راحت دويدن را از بچه ها سلب ميکنيد.4) گردن يوزپلنگ نسبت به سرش نازک است ولي گردن ببر نسبت به سرش هم کلفت است هم بزرگست پس آن مجسمه ببر است 5) بار آخرت باشه باشه باشه که بچه را پشت ماشيني ميشوني که يادت رفته سويچ آنرا برداري، يک اشتباه يک عمر پشيماني ببار مي آورد ، تازه سويچ هم کامل نچرخاندي با يک اشاره روشن مي شود.6) 100 هزار تومان به دستان دختر کوچلو آويزان کردي؟ ، آگر دزد به بچه آسيب برساند چکار مي کني؟7) معني سينه پهلو مي داني يعني چه ؟ از حلو هه اي استفاده کنيد که روبان براي بستن خوب يخه داشته باشد . غورم تمام شد_ به بنده ياد بدهيد چگونه عکس را پشت زمينه وبلاگم بگذارم.8) کيک به اين بزرگي را چه کرديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در جواب: 1 سعي ميكنم عكسها را در سايز كمتر و با كيفيت پايينتر آپلود كنم 2 – كيك را هم نوش جان كرديم 3- من چانه زدن بلد نيستم حوصله ي چك و چونه زدن با مرد غريبه را هم ندارم 4- پس بنابراين آن مجسمه ببر است اما به نظر من يوز پلنگ است مرغم يه پا داره 5- الهام آنقدر باهوشه كه خودش كار خوب و از بد تشخيص ميده اصلا هم كار خطرناك نميكنه تازه من خودم پيشش نشسته بودم 6- اولا كه 100000تومان بيشتر هستش يه دونه از النگوهاش 100000 تومان ميشه تازه من خودم مواظبشم هيجا بدون من قدم نميذاره ما دو تا يه روحيم در دو جسم (چه ربطي داشت)7- فقط ميدونم سينه پهلو خيلي بده اما حوله ي بچه ها فقط همين مدلي هست و اما عكس را بايد با برنامه ي فرونپيج پشت صحنه بندازي و اونو ديگه بايد از طراح قالب بپرسي كه دختر خواهر شوهرم هستش و همين جا جا داره به خاطر طراحي زيبايي كه رايگان برام انجام داده تشكر كنم سلي جونم مخلصيم ...8- كيك به اين بزرگي هم خورديم بابا جون مگه شما كيكو چيكار ميكنيد ميذاريد تو ويترين و نگاش ميكنید 
پیوست: اومدم سرعت باز شدن وب را افزایش بدم عکسها را اینقدر سایز کوچیک گذاشتم 
پيوست: مثل اينكه سفر به شمال به تصويب رسيد قرار شده چهارشنبه بريم پس باي تا اينكه برگردم با كلي عكس از سفر ..

لينك ثابت | نوشته شده توسط الهه | در سه شنبه هشتم مرداد 1387 | ساعت1:57